تبليغاتX
کاغذ بی خط...
اندیشه برده حیات و حیات مورد تمسخر زمان است...
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 20:0
نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثابت |
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 0:15

 

 

عجيب نيست اگر روز خبرنگار هم يادمان مرگ يك خبرنگار باشد...!!!

 

روزخبرنگار دارد فرا می رسد و ما هم انگاری یادمان افتاده است که خانه ای داریم به نام مطبوعات!

دلمان خوش است که روزی داریم به نام " خبرنگار " ! یک سال آزگار منتظر می مانیم تا مسوولان خیلی خدمتگزار در آیین های ویژه این روز حضور یابند و ما را پند و نصیحت کنند که خبرنگار یا کلن روزنامه نگار باید این جور باشد و آن جور نباشد و چه کنند و چه نکنند و از این جور چیزها و چند نقطه ها!

 

 

حماسه حضور تو به صحنه های عاشقی                    چو کوه جلوه می کند به پهنه های عاشقی

 

برای وصف حال تو قلم فقیر و ناتوان                            تو روح استقامتی سنگ صبور مهربان

 

به عرصه های پرخطر همیشه حی و حاضری              شریک شادی و غمی تو کم نظیر و نادری

 

تو هم نفس تو همقدم تو همرهی و همدلی              تو پیشگام و پیشرو در انعکاس مشکلی

 

درد دل خلایق از گلوی تو بیان شود                              آینه ای و رنج شان به چهره ات عیان شود

 

غمخور خستگان تویی به گاه سیل و زلزله                    زجان دعایشان کنی تو در نماز و نافله

 

 

 

نمی دونم چه حسی هست که هنوز نتوانستم عزیزانمان را که در حادثه سقوط هواپیما جانشان را از دست دادند فراموش کنم...

صبحا که تلویزیون را تماشا می کنم یاد خیر خواه عزیز می افتم راستی چند روز پیش که روز پدر بود برای مصاحبه به درب منزلشان رفتم ولی نمی دانم چرا کسی بود ولی انگارکسی نبود...

یاد تیترهای روزنامه ها می افتم...پرنده مرگ،پرنده رفتنی است...،باز هم نقص فنی و خطای خلبان! ،هنوز پنج نفر شناسایی نشدند،

 

خبر رسید...

اشک ،آه،ناله،...

دوان دوان . سوی آن خرابه ها...

خدای من...آه بچه ها...

چشم های من سیاه شد...

سی صد و سی آماده پرواز است...

 

 

 

به یاد تک تکتان هستم...

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: روزنامه نگاری | لینک ثابت |
پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 20:39

چرا فیلم دیوار روی هیچ دیواری جا نداشت...

محمد علی طالبی

 

«ديوار» دوازدهمين ساخته‌ بلند محمد علي طالبي است ...

اين فيلم درباره زندگي خانواد‌ه‌اي است كه پدر اين خانواده موتور سوار روي ديوار مرگ است كه دچار حادثه مي‌شود و دختر و پسر آن براي گذراندن زندگي كار پدر را در پيش مي‌گيرند...

گلشيفته فراهاني ،مهرداد صديقيان ،محمد كاسبي، آزيتا حاجيان، معصومه مير حسيني، منوچهر آذري، ابراهيم آبادي و فرحناز منافي ظاهر بازيگران اين فيلم سينمايي هستند.

 

این که گلشیفته فراهانی در فیلمی نقش دختری را بازی می کند که مو تورسواری بلد است و تازه با موتور آن چاه تنوری شکل عملیات آکروباتیک هم انجام می دهد،به خودی خود می تواند قصه ای کنجکاوی بر انگیز و عامل جلب توجه تماشاگران بسیاری باشد. کافی است بدانیم که نقش پدر این دختر را که ترتیب دهنده این حرکت ها محیر العقول موتور سواری است چهره به ظاهر خشن  و با نمکی مثل محمد کاسبی بازی می کند تا حال و فضای فیلم دست مان بیاید.طالبی که یکی از مشهورترین کارگردان های سینمای کودک است،برای ساختن دیوار مجموعه ای از حرفه ای ترین عوامل سینمای ایران باشد را به خدمت گرفته که شاید نشان از نیم نگاه او به دوران اولیه فیلم سازی اش در دهه 1360 داشته باشد.

 

یکی  از نکته های قابل بحث در این فیلم آغاز اكران و محروميت آن از تبليغات شهري است ؛ در حالي كه فيلم‌ها در نيمه اول سال مي‌توانستند از بيلبوردهاي تبليغاتي استفاده كنند اما اين وضعيت ادامه نيافت.

ابتداي سال فضاي جديدي براي تبليغات گسترده پيش آمد كه براي سينماي ايران بسيار خوب بود و فيلم‌ها توسط بيل‌بوردهايي كه در شهر نصب مي‌شد، مخاطب را جذب مي‌كرد ولي متاسفانه چون اين امر نهادينه نشد و پس از اكران 2-3 فيلم،اين برنامه لغو شد و اوضاع به شرايط قبلي برگشت.

اين وضعيت به اكران فيلم‌هاي بعدي هم صدمه مي‌زند، چون مردم نمي‌دانند اين قرارداد لغو شده، بلكه فكر مي‌كنند صاحبان اين فيلم‌ها نخواسته‌اند تبليغات كنند

فیلم دیواردر جشنواره‌ی فیلم فجر سال گذشته سیمرغ بهترین فیلمبرداری ، نامزد بهترین كارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین بازیگر نقش مكمل مرد و بهترین طراحی صحنه و لباس این دوره از جشنواره را به خود اختصاص داد...

 

... واین که تا چه زمانی قرار است فیلم ها بدون تبلیغات بیلبوردی اکران شوند واین که شهردار تهران که خود را یکی از افرادی می داند که به ارتقای فرهنگی جامعه کمک می کند چه زمانی به فکر ساماندهی این مشکل می افتد؟؟؟

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 17:55

 

 

 

دیشب یکی از خبر هایی که از تمام شبکه ها با برجسته سازی فراوان مطرح شد حضور نداشتن رضا زاده به علت بیماری در بازی های المپیک است.شاید برای خیلی از شما این سوال پیش آمده باشد؛علت اصلی چیست؟ بیماری...

اگر خبرهای گذشته ی خبر گزاری ها را دنبال کرده باشید،خبرهایی بود که وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ و پخش تصاویر هنرمندان ،ورزشکاران وشخصیت های فرهنگی در تبلیغ و معرفی کالا و خدمات را حتی در شبکه های تلویزیونی خارجی ،ممنوع اعلام کرد.

این جریان به نوروز87 که تیزرهای حسین رضازاده در تبلیغ یک شرکت املاک از تلویزیون های 24 ساعته پخش شد، بر می گردد.

با این توضیح که قبل از این جریان حضور ستاره ها روی بیلبورد ها و در برخی مواقع در صفحات روزنامه ها ، وجود داشت.

چند روز پیش در خبرهای رسانه ملی(صدا وسیما)خبر از این بود که رضا زاده برای انجام آزمایشات دوپینگ به کمیته المپیک رفته و برای اعزام  در حال آماده شدن است.

واینکه تا دیشب اعلام شد که پزشکان انجام فعالیتهای سنگین واسترس زا را برای وی ممنوع کردند و دیگر در هیچ عرصه ای وزنه نمی زند.

با تمام این تفاسیر این سوال در ذهن مخاطب پیش می آید که چرا این قهرمان دیگر قادر به وزنه زدن نیست؟چرا شخصیتهای سینمایی و ورزشکاران نباید درتبلیغات حضور داشته باشند؟

.

.

.

این روزها نمی دانم به کدام خبر باید پرداخت؛از خبر تغییر نامخ خیابان ایتالیا گفت،از بازی های تدارکاتی تیم ملی فوتبال،از انتخابات ریاست جمهوری،از اصلاح طلبان واصولگرایان،از سرپرست وزارت اقتصاد،از تأخیر در انتخاب وزیر اقتصاد وگرمی هوا ...قطع شدن برق ...

 

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: سیاست روز | لینک ثابت |
چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 18:55

 

"برای جستجوی زیبایی زندگی کرد. برای مالکیتش آدم کشت."

“He lived to find beauty. He killed to possess it

 

بر اساس «عطر»، رمان معروف پاتریک زوسکیند فیلمی عطر به کارگردانی توم تیکور ساخته شده.

 

صحنه­ی پایانی فیلم صحنه­ی اعدام است. صحنه­ای از نوع به صلیب کشیدن مسیح. در یکی از میدان­های پاریس چوبه­ی داری به پا کرده­اند. عده­ی زیادی به تماشا ایستاده­اند. وقتی قهرمان جوان را به میدان می­آورند که او را به دار بیاویزند، از بوی عطرش مردم چنان سرمست می­شوند که یکدیگر را در آغوش می­گیرند و در اثر این بوی اغواگر به جای تماشای اعدام جوان جنایتکار اما هنرمند به آغوش گرفتن همدیگر می­پردازند. دوربین روی چهره­ی محکوم می­رود. از دیدن این صحنه محکوم ابتدا تعجب می­کند، بعد لذت می­برد و سرانجام در چهره­ی او تنها نفرت می­بینیم.

این صحنه یکی از زیبا ترین صحنه های  این فیلم است ، هنوز بعد از چند بار دیدن هنوز به نظرم راز خواستی در فیلم است ولی نمی دانم چرا متوجه اش نمی شوم.به نظرم این فیلم دیدگاهی فلسفی به جهان دارد..

 

در یکی از خیابان­های پاریس که بوی گند و کثافت می­دهد، زنی پسری به دنیا می­آورد و او را در خیابان، سر راه می­گذارد. نوزاد را به یتیم­خانه­ای می­برند و اسم او را می­گذارند ژان بابتیس گرونول که در زبان فرانسه به معنی قورباغه است. این شخص بو ندارد و به همین دلیل همه از او نفرت دارند. با این حال ژان بایتیس به تدریج متوجه می­شود که از حس و حافظه­ی بویایی فوق­العاده قوی­ای برخوردار است. از پاریس به شهرستانی به نام گرس می­رود و در نزد استادکاری عطرسازی می­آموزد. از گرس به پاریس برمی­گردد. بیست و پنج دختر باکره را به قتل می­رساند، بدون آن که قطره­ای خون از آنها چکیده شود، بوی این دختران را می گیرد و از آن عطری می­سازد که در پایان داستان و در پایان فیلم، در صحنه­ی اعدام که وصفش آمد، انسان­ها را سرمست و شیفته­ی یکدیگر می­کند.

تنها صدای راوی و موسیقی سمفونی متن فیلم اطلاعاتی از قهرمان درونگرای داستان به دست می­دهد. در مجموع به نظر من کارگردان نتوانسته است خودش را از جهان رمان جدا کند. برای همین فیلم در کنار رمان شخصیت دارد، یا به اصطلاح یک اثر هنری قائم به ذات نیست. به این دلایل بن ویشاو، هنرپیشه­ی جوان انگلیسی در نقش ژان بابتیس هم نمی­تواند تمام ظرفیت­های بازیگری­اش را به کار بگیرد. داستیو هافمن اما در نقش استادکار عطرساز یک شخصیت تراژیک را استادانه به نمایش می­گذارد.

فیلم بیننده را با عطر از دیدگاه دیگری آشنا می کند. مخصوصا این جزئیات زمانی بهتر نمایان می شود که عطر در زندگی طبقه پایینی مردم قرن هفدهم در اروپا اصلا وجود نداشته و در طبقه میانی فقط آن را از دور می دیدند و در فقط در طبقه فوقانی جامعه ، یعنی اشراف و ثروتمندان معنی پیدا می کرده است.

قطعا هر کسی تصدیق می کند که فیلم در ترسیم جنبه های مختلف شهر پاریس و مردم طبقه پایین و بالای آن تلاش خوبی کرده است و نتیجه جالبی در ترسیم و همچنین دکوراسیون آن گرفته است.

اما این سوال در زندگی شخصیت داستان پیش می آیند که آیا او فطرت یک قاتل تمام عیار را داشت؟ یا اینکه یک دانشمند بود که تنها برای انگیزه های علمی یا بویایی تحریک به قتل می شد؟

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 22:25


و نترسيم از مرگ
مرگ پايان كبوتر نیست

 مرگ وارونه يك زنجره نيست
مرگ در ذهن اقاقي جاري است
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد
مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان
مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند
مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است
مرگ گاهي ريحان مي چيند
مرگ گاهي ودكا مي نوشد
گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد
و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است

 

 

"سبز سبزم ریشه دارم، من درختی استوارم..."."شور و عشق و شادیم را، از خدایم هدیه دارم. هرچه هستم هرچه باشم، چشمه ای پاک و زلالم" 

 

 

 

 

 

روحش شاد

 

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 14:53

دختران دشت!
دختران انتظار!
دختران امید تنگ
در دشت بی‌کران
و آرزوهای بیکران
در خلق‌های تنگ
دختران آلاچیق نو
..

 

 

وقتي‌ عبدالحسين‌ سپنتا تصميم‌ گرفت‌ «دختر لر» نخستين‌ فيلم‌ ناطق‌ سينماي‌ ايران‌ را در هند بسازد، مشكل‌ بزرگش‌ انتخاب‌ بازيگران‌ فيلم‌ بود.

براي انتخاب‌ بازيگر زن اين فيلم از همسر يكي‌ از كارمندان‌ استوديو به‌ نام‌" روح‌انگيز" دعوت کرد و به‌ او گفت: «نام تو ‌ به‌ عنوان‌ نخستين‌ بازيگر زن‌ سينماي‌ ايران‌ براي‌ هميشه‌ بر جاي‌ خواهد ماند.» به اين ترتيب نخستين‌ بازيگر زن‌ در سينماي‌ ايران‌ در سال‌ 1312 وارد عرصه هنري شد.

روح‌انگيز كه‌ قبول‌ كرده‌ بود گلنار «دختر لر» شود،شايد نمي‌دانست‌ با پذيرفتن‌ اين‌ عنوان‌ ناگزير از پذيرفتن‌ بي‌مهري‌هاي‌ مردم‌ كشورش‌ كه‌ تا به‌ حال‌ بازيگر زن‌ ايراني‌ نديده‌ بودند نيز هست‌.

با وجود بازی کردن این بازیگر زن در نخستین فیلم ناطق ،دید مردم ایران نسبت به او تغییر کرد و از سوی جامعه ترد شد.خیلی از فیلم هایی که قبل از انقلاب ساخته شد؛از زنان استفاده های نا مشروع وتبلیغاتی می شد و شاید به خاطر این موضوع بود که خیلی از افراد جامعه با بازی زنان در فیلم های بعد از انقلاب نیز مخالف بودند.

*****

آنچه که فیلم های ایرانی قبل از انقلاب در مورد زن ارائه می کرد منشـأ اصیل فرهنگی نداشت بلکه وصله ی بود که فیلمسازان بیگانه از فرهنگ غنی ایرانی و متأثر ازفرهنگ خارجی بریده ودوخته بودند.

 

زن وسینمای غرب

مبدأ هنر صنعت سينما، مغرب زمين است و سينما را بايد مولود فرهنگ و تمدن اومانيستي و مدرن غرب دانست. حتي سينماي كشور ما نيز، كالايي وارداتي است و حيات يك قرني سينما در ايران، بيش از هر چيز تحت تأثير الگوهاي غربي بوده است.

زن در سينماي غرب «زن» نيست،او را هم پاي مرد و به موازات او قرار مي دهند و نقش و تشخص مردانه به او مي بخشند. اين كار باعث ايجاد تصويري خشن، بي رحم بي عاطفه و فاقد زيبايي هاي زنانه شده است. اين بلايي است كه بر سر زن در غرب آمده و انعكاس اين نگاه بيمار و ناقص در سينماي غرب ديده مي شود.

سينما غرب  با الهام از لذت جویی و فرد گرایی به خلق تصاوير و شخصيت هاي زن مي پردازد. به همين دليل نگاهي ابزاري، بهره جويانه، لذت طلب و در استخدام سرمايه داري و فردگرايي به زن دارد.

با این تفاسیر  می توان نقش زن در سينماي امروز غرب را، نقش «عروسك جنسي» دانست.

«خشونت»، «ترس»، «خباثت و رذالت»، «سكس» و «وهم و خيال» عناصر سازنده سينماي غرب هستند كه «زن» يك عنصر محوري در ميان آن هاست. به طوري كه هميشه زن نقش كليدي دارد.

در تاريخ تمدن غرب، زن موجودي وسوسه گر و غيرانساني است و اين نگاه تا به امروز استمرار داشته است. امروز هم زنان را در لباس، آرايش و فرمي نمايش مي دهند كه نماد شيطان و علامت خطر و پرخاشگري است.

هر سينمايی  برای خود  آرماني دارد كه اين آرمان يا براي رشد، بالندگي، آزادگي است و يا براي آرماني كه به تعبير روژه گارودي «بي هوشي عمومي» است تا مردم نتوانند بفهمند چه چيزي از آن ها به يغما مي رود..

يك پاي سينما سرمايه است و سرمايه بايد برگردد، حتي بيشتر از آن چه اول بود.هر فیلم سازی در کنار اینکه می خواهد اثری خلق کند در پی این است که بتواند سرمایه ای که برای این فیلم هزینه کرده است را برگرداند و البته خیلی از فیلم سازان فقط به دنبال سرمایه هستند.

وضعيت سينما و فراز و فرود آن در مورد نحوه به تصوير كشيدن زن هم اتفاق مي افتد در نتيجه اين شده است كه به قول ريچارد نيكسون؛ امروز سكس و خشونت كيفيت حيات ما را دگرگون كرده است و امروز فرزندان ما در برابر رسانه هايي كرخت و فلج كننده هستند.

درحالي كه در هفته 50 الي 60 ساعت در پاي رسانه هستند، 5 دقيقه با پدر و 20 دقيقه با مادر حرف مي زنند. اين بحران معنوي و اخلاقي است كه جوامع گرفتار آن هستند.

سينماي ما هنوز زير مجموعه غرب است و به آن استقلال ملي و هويت فرهنگي كه بتواند بازتاب دهنده ما باشد نرسيده است. به همين دليل براي نشان دادن زن در سينما نيز دچار اختلاط فرهنگي هستيم.

گرچه به نظر مي‌آيد زنان در سينماي ايران امروز در موقعيتي تثبيت ‌شده قرار دارند و حضور کمي و کيفي آنها قابل بررسي و تحليل است، زن در سينماي بعد از انقلاب  هم در ابتدا به شكل يك زن خانه دار و تاثير گذار در فرزند و هدايت گر و سپس به شكل زني با شخصيت اجتماعي تبيين شد.

اما واقعيت اين است كه حقوق و جايگاه زن در سينماي پس از انقلاب هم آنچنان كه بايسته و شايسته بود تبيين نشده است

در واقع زنان ،صبري بسيار را متحمل شدند تا جذابيت‌هاي بالقوه خود را وراي چهره کليشه‌اي که در دهه 60 از آنها باب شده بود، به فعليت برسانند و زمينه اعتماد کردن سينماگران به خودشان را فراهم کنند. زناني که در دهه 60 عمده حضورشان در سينما براي غذا پختن، رخت شستن و مهمتر از همه غر زدن بود. زناني که گاه تنها يک تصوير مجازي بودند براي اميد داشتن مرد به بازگشت از زندان، جبهه، سفر و زناني که راهي براي گذر از حاشيه‌ها نداشتند.

در دهه 70 بود که زيبايي و جذابيت ‌هاي ظاهري زنان نه به عنوان يک پديده منفي و عامل اغواکننده بلکه به عنوان يک موهبت زيبايي‌شناسانه ديده شد و توانست بر پرده عريض به تصوير درآيد

پس از اين دوره چهره زن که يکباره از حاشيه به متن آورده شده بود رنگي از تصاوير تکراري در نقش‌هاي تکراري به خود گرفت. در اين دوره با تعدد نقش‌آفريني زنان در نقش‌هايي چون زن خياباني، قاچاقچي، اغواگر، معتاد و ... به تدريج زيبايي‌شناسي برآمده از آسيب‌شناسي نقش براي انتخاب بازيگر از ميان رفت.

پس از اين بود که بازيگران جوان و زيبا که به گونه مصنوعي يا ذاتي به زيبايي آنها دامن زده شده بود، بر پرده سينما ظاهر شدند و ديگر چرايي حضور يک بازيگر در نقشي خاص مفهوم نداشت بلکه اين خطوط چهره و نزديک بودن به سليقه گيشه بود که بازيگر را براي حضور در نقش يک کاراکتر انتخاب مي‌کرد نه چيز ديگر.

تصویری که از زن در سینمای ایران ارائه می شود با واقعیتها و فعالیتهای واقعی زن در جامعه امروز ایران تفاوت زیادی دارد.

اگر به تولیدات اخیر در حوزه فیلم نگاه کنیم می توان دید که زن در موضوعات عاشقانه قرار گرفته و با نگاه مردانه تعریف شده است.

این تصویر در حالی به نمایش گذاشته شده که در جامعه امروز ما، می توان زنان بسیاری را در حوزه فرهنگ، سیاست، ورزش و... یافت که حتی از مردها نیز جلوتر قدم بر می دارند اما اینگونه فعالیتها به تصویر کشیده نمی شود.

در حال حاضر از سویی مسئولان نسبت به حضور فعالانه زنان در جامعه تاکید می کنند اما از سوی دیگر فیلم هایی که با موضوع فعالیتهای زنان تولید شده هنگام اکران با مشکل مواجه می شود .در چنین شرایطی فیلمسازان هزینه ای را برای فیلمی که احتمال اکران نشدن داشته باشند، صرف نخواهند کرد.

چند سال پيش در مصاحبه اي از يكي از فيلمسازان مطرح سينما نقل قولي خواندم كه سينما را ويترين جامعه مي دانست و از چهره زن در سينماي آن روز ايران سخن رانده بود كه به زن موجود در اجتماع شباهت زيادی داشت. اين گفته خود جاي بحث بسيار دارد و موارد نسخ کننده کننده بسياري حداقل در سينماي ايران دارد كه از حوصله اين بحث خارج است.

در حوزه سينما هم باورم بر اين است كه ديالوگ هاي طولاني و آوردن شخصيت هاي رنگارنگي كه شايد نبودشان به فيلم لطمه اي نزند, موجب گم شدن پيام فيلمساز مي شود. هزاران چيز نا مربوطی که حرف اصلی را تحت شعاع قرار می دهد.

پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي شاهد حضور گسترده و متفاوت زنان در همه عرصه ها و به خصوص حوزه هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوده ايم، اما در عرصه سينما كمتر به اين ابعاد توجه شده است.

زنان كشورمان هم از نظر كمي و هم كيفي در عرصه هاي مختلف جامعه رشد كردند، اما علي رغم اين امتيازات و تحولات كه انقلاب پيش روي ما نهاد و همچنين تلاش هايي كه زنان انجام دادند، توجه سينما را نديديم. سينما در زمينه پرداختن به زن دچار افراط و تفريط شد به طوري كه يا به بيوه زن هاي آسيب ديده پرداخت، يا به زنان معترض. خصوصاً سينماي به اصطلاح روشنفكري ما تحت تأثير الگوهاي بيروني مدل هاي خود را كسب كرد.

با توجه به ارزشهای که انقلاب به همراه خود آورد،در حوزه ی سینما هیچ کدام از این ارزشها مطرح نشد...

اما واقعيت اين است كه همواره و حتي بعد از انقلاب تا كنون نقش زن در سينماي ايران منطبق با جايگاه واقعي زن ايراني نيست و اين واقعيت نگران كننده است كه در سينماي ايران حقايق ، تفكرات و باورهاي زنان را نمي شود به طور كامل تبيين كرد.

 

آيا حضور زن در سينماي پس از انقلاب هم اهرمي براي اقبال گيشه به شمار مي رود؟

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 0:35

ما ز یاران چشم یاری داشتیم.

 

..تمام مي شوم شبي!!!

 

سلام،

این روزها همه چیز حال و هوای دیگه ای گرفته گرمای طاقت فرسای هوا که یاد اون شعر سهراب می افتم هوا ناجوانمردانه ...قطعی های پی در پی برق ،آب شدن یخ بعضی ها و آب شدن بستنی هایی که شاید بتوانند تا حدی عطش مردم رو برطرف کنه ولی آیا می تواند؟؟

 

این حال و این هوا به برنامه های تلویزیون هم رسیده...

برنامه های چالشی وانتقادی بسیاری که تعدادشان تا چند هفته قبل به انگشتان دست می رسید؛اما تعدادی از آنها به گفته ی خود مجریان به علت مصرف برق زیاد در این کمبود برق ادامه آنها جایز نیست.چه برنامه های به فکری!!

 

عبور شيشه‌اي( با اجراي رضا رشيدپور و فروختن سيب و انداختن ليموشيرين توي تنگ ماهي)،شب شیشه ای،مثلث شيشه‌اي (موضوعات حساسيت‌برانگيز روز)، چراغ خاموش، ، مردم ايران سلام ،روز از نو  ، کوله پشتی و نگاه يك...

 

 ((خبرگزاري فارس، نزديک به دولت در اينباره نوشت: برنامه "مثلث شيشه‌اي" كه هر ‏شب ساعت 22 به صورت زنده روي آنتن شبكه تهران مي‌رفت، ميزبان چهره‌هاي مختلفي در عرصه‌هاي گوناگون ‏فرهنگي، سياسي، ورزشي، پزشكي و... بود و يكي از برنامه هاي چالشي و گفت‌وگو محور شبكه تهران محسوب مي‌شد. ))

 

 

مثلث شیشه ای که قرار بود 90 شب میهمان خانه های به قول محمد صالح علا عزیز یکان یکان بیندگان جان...باشد در سی و پنجمین قسمت خود از صفحه ی این جعبه ی جادویی پاک شد، برنامه تلويزيوني "مثلث شيشه اي" در شبکه تهران ميزبان ميهمانان عرصه هاي مختلف براي ‏‏"گفتگويي بي پرده" بود و بعد از حضور چند ميهمان منتقد دولت و همچنين به چالش کشيدن عملکرد برخي از اعضاي ‏کابينه، ابتدا با توقيفي موقت در ميانه خرداد رو به رو شد و پس از آن، به دلايل نامعلومي  پخش آن متوقف شد

 

برنامه مردم ایران سلام  با 500  برنامه، نزديك 1000 ميهمان داشت .این برنامه هم با وجود چالشی بودن توانست عمر بیشتری نسبت به برنامه های دیگه داشته ودر پایان نیز مجری برنامه محمد رضا شهیدی فر ،با ذکر اینکه بچه های گروه خسته شده اند وباید برای مدتی استراحت کنند  مردم ایران سلام را به پایان رساند

پخش برنامه صبحگاهی "روز از نو" در قالبی ترکیبی و گفتگومحورجایگزین مردم ایران سلام شد . این برنامه نگاهی اجتماعی سیاسی دارد و به موضوع‌های مختلف می‌پردازد.

 

ولی نام " مردم ایران سلام" با سلام شروع می شد به تمام مردم ایران که درون خود امید و هیجان صبحگاهی را نهفته داشت و به بیننده انرژی می داد. مردم ایران سلام برنامه ای خوب , مفید و آموزنده بود . بسیار متفاوت عمل کرد . دیگر برنامه های زنده خیلی کلیشه ای عمل می کنند ولی این برنامه با اجرای بسیار خوب آقای شهیدی فر بسیار عالی و خسته گی ناپذیر بود.

 

برنامه مردم ایران سلام با ساختاری متفاوت دارای بار علمی فرهنگی و هنری فراوان بود که اجرای مناسب مجری آن در اداره خوب برنامه از نکات قابل تامل آن بود .جای خالی چنین برنامه هایی تا مدتها در خاطر دوستداران آنها باقی می ماند...

 

بخش هاي مختلف و متنوع ، نوآوري هاي توليدي ، تصويري و حضور یک تيم كاملاً حرفه اي در مجموع توانسته برنامه اي موفق و پرمخاطب را به وجود آورد

این گفته های من نیست یک بینده همیشگی این برنامه حرفهایش را زد...

 

 

کوله پشتی با اجرای فرزادحسنی بعد از اون برنامه چالشی و زیر سوال بردن نیروی انتظامی و طرح امنیت اجتماعی،دیگر از حضورش خبری  نشد و شایعاتی شد که او ممنوع التصویر شده...

یادش بخیر با همین برنامه بود که چه روز هایی را می گذراندم،فهمیدم شب آرزوها چه شبی هست،اما امسال  نه از کوله پشتی خبری بود و نه از شب آرزوها و نه از...

 

 

"چراغ خاموش" که به مجری گری "امیر حسین مدرس" و از شبکه یک "شبکه هر ایرانی" پخش می شود اولین برنامه ایست که با هدفی – شعاری- مانند پیگیری وعده های عمل نشده رییس جمهور در سفرهای استانی، گامهای کوچکی برای "محلی" عمل کردن برداشته است و برخلاف روال سابق برنامه های اینچنینی تلویزیون مانند گفتگوی خبری شبکه دو یا مثلث ها و شب های شیشه ای در این برنامه و در چند قسمت ابتدایی ان موضوع برنامه دیگر حول محورهای همیشگی این دست برنامه ها مانند تورم ،سیاست های خارجی یا برنامه های کلی نظام و سیاست های دولت نبود بلکه بسیار ساده مردم کرمانشاه می توانستند شاهد عدم حضور استاندارشان و طفره رفتن وی از پاسخ به مشکلات کوچک و خردی باشند که به سبب عدم درایت در حیطه ی مدیریت وی رخ داده بود و مردم سرپل ذهاب بسیار ساده اما دور از ذهن می توانستند بیمارستانشان را ببینند که با موشهای دائمی اتاق بیماران و کمبود امکاناتش محور یک برنامه تلویزیونی شده است، مشکلی که سالها با ان درگیر بوده اند و هیچ وقت حتی خیال هم نمی کردند از یک روزنامه محلی منعکس شود چه برسد به یک تلویزیون ملی و یا مردم گیلان می توانستند"مهندس قهرمانی " را این بار نه در مقام استاندار بلکه در مقام یک متهم به کم کاری ببینند که با دستپاچگی سعی در گریز دارد اما ناگزیر باید پاسخگوی عملکرد خود باشد... اما متاسفانه این روند" نگاه محلی " در برابر فشار ذهن کلی گرا و کلیشه پرست ایرانی تاب مقاومت نیاورد و با دعوت از"سردار رادان" برنامه چراغ خاموش عملا به تریبون رسمی دفاع از طرح"ارتقای امنیت اجتماعی" بدل شد و این دعوت پایان ناخوش برنامه ای بود که می توانست به یک برنامه محلی در رسانه ملی بدل شود.

 

برنامه های بسیاری ساخته شد و می شود ؛ولی سوال های  بی پاسخی  بسیاری  باقی می ماند که اینکه صدا و سیما با چه اهدافی به ساخت این برنامه ها می پردازد؟چرا دولت با این برنامه های از این دست برخورد می کند در حالی که اینها می توانند در پیشرفت کشور تأثیر گذار باشند؟و....

 

 

هیچ کس دستِ مرا وا کرد؟.. نه        فکر دست تنگ ما را کرد؟.. نه

هیچ کس از حال ما پرسید؟.. نه        هیچ کس اندوه ما را دید؟..نه

هیچ کس اشکی برای ما نریخت       هر که با ما بود از ما می گریخت...

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: رادیو و تلویزیون | لینک ثابت |
شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 21:34

در حالی که چند روزی بیشتر به پایان فیلمبرداری « بی پولی » دومین ساخته جنجال بر انگیز حمید نعمت الله باقی نمانده است ٬ سیامک انصاری نیز جلوی دوربین علیرضا زرین دست رفت. تا کنون بیش از ۹۰ درصد از آن به جلوی دوربین رفته است این در حالی است که هنوز یکی از بازیگران اصلی فیلم مشخص نشده است و این بازیگر طی روزهای آتی به گروه بازیگران « بی پولی » اضافه می شود . به گفته مصطفی شایسته ( تهیه کننده فیلم ) فیلمبرداری « بی پولی » حداکثر تا ده روز آینده به پایان می رسد و مراحل فنی فیلم پس از اتمام فیلمبرداری آغاز می شود . بهرام رادان ٬ لیلا حاتمی ٬ رضا رشید پور ٬ حبيب رضايي، امير جعفري، سیامک انصاری ٬ بابك حميديان، افشين سنگ‌چاپ، سيد ابراهيم بحرالعلومي، سوسن مقصودلو ٬ جلال پیشوائیان ٬ نادر فلاح، علي سليماني، علي علايي، كريم قرباني، زهره صفوي، زهرا طاهري منش ٬ غزاله نظر و علیرضا زرین دست از جمله بازیگرانی هستند که تا کنون جلوی دوربین «بی پولی» رفته‌اند

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 22:12
 
این روزها گوش شیطون کر،یکم وقت پیدا کردم چند تا فیلم دیدم.البته شاید فیلم هایی که دیدم قدیمی بود؛ولی خود این هم غنیمت هست.فیلم هایی مثل عطر،تولد ،گریه کن آزادی ، ۲۱ گرم ، یا فیلم های موزیکالی مانند اشک ها ولبخندها ،شیکاگو  و مالن روژ..
این هم جای گفتن دارد که خیلی از منتقدان سینما با این نوع سبک فیلم مخالف هستن.
سویینی تاد، آرایشگر اهریمنی خیابان فلیت. کارگردان فیلم تیم برتون و بازیگرهای اصلیش هلنا کارتر و جانی دپ هستن. فیلم بر اساس یک موزیکال قدیمی برادوی ساخته شده ولی کاملا فضای فیلم مثل فیلم های اریجینال برتون می مونه. سبک و سیاق تاریک ولی فانتزی فیلم های برتون با هنرپیشه هایی که گریم صورتشون تو رو به یاد ارواح می اندازه. صورت های رنگ پریده، چشم های گود افتاده و غم آلود و جانی دپ، پایه ثابت فیلم های برتون.
داستان فیلم در مورد یک آرایشگر ماهره که زن خیلی زیبایی داره. قاضی شهر از زن آرایشگر خوشش میاد و آرایشگر رو به خاطر یک جرم ناکرده محکوم به تبعید می کنه. حالا بعد از 15 سال ، آرایشگر برگشته و وقتی از خانم لاوت (همسایه و شیرینی پز سابقشون) می شنوه که زنش خودکشی کرده و دخترش توی خونه ی قاضی حبس شده، تصمیم می گیره که انتقام بگیره. آرایشگر با کمک خانم لاوت آرایشگاهش رو باز می کنه و منتظر فرصت مناسب میشه تا انتقامش رو از قاضی بگیره ولی حس انتقام جویی، تاد رو تبدیل به قاتلی بی رحم می کنه که تمام مشتری هاش رو به قتل می رسونه...

فیلم جوایز زیادی برده و اسکار بهترین بازیگر مرد رو هم نصیب جانی دپ کرده که به نظر من واقعا یکی از بهترین بازیهاش رو ارایه داده. اگه تونستین حتما ببینیدش و اینکه سعی می کنم از این به بعد هر فیلمی  رو دیدم خلاصه ای از اون رو براتون بنویسم پس منتظر باشید...
نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 2:18

امروز جشن تولد یک سالگی شبکه خبری پرس تی وی بود. جای همتون خالی بود.همه بودن...

یکی از نکات جالب  توجه در این جشن تولد سخنانی بود که عنوان شد...

گفتند وشنیدیم که این شبکه حقایق دنیا را به ملت های دنیا می رساند...

تریبونی هست برای بی تریبون ها...

اول خودمان دیده شویم بعد پرس تی وی...

 

«پرس تي‌وي»، PRESS TV نخستين و تنها شبكه خبري انگليس‌ زبان جمهوري اسلامي ايران است که در تاريخ11/4/1386 افتتاح شد و اين شبکه به صورت 24 ساعته به پوشش خبري مي‌پردازد.اكنون «پرس تي.وي» در بيش از پنجاه نقطه جهان، خبرنگار و دفتر دارد. دفاتر شبكه «پرس. تي. وي» در خارج از كشور عبارتند از: لندن، بغداد، بيروت، كابل، برلين، دمشق. اين شبكه چهار روز در هفته از واشنگتن برنامه پخش مي‌كند و تعداد كاركنان شبكه ‌بيش از چهارصد نفرند.

 

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثاب