خبرنگار بهانه ای است برای همین با هم بودن....

عجيب نيست اگر روز خبرنگار هم يادمان مرگ يك خبرنگار باشد...!!!
روزخبرنگار دارد فرا می رسد و ما هم انگاری یادمان افتاده است که خانه ای داریم به نام مطبوعات!
دلمان خوش است که روزی داریم به نام " خبرنگار " ! یک سال آزگار منتظر می مانیم تا مسوولان خیلی خدمتگزار در آیین های ویژه این روز حضور یابند و ما را پند و نصیحت کنند که خبرنگار یا کلن روزنامه نگار باید این جور باشد و آن جور نباشد و چه کنند و چه نکنند و از این جور چیزها و چند نقطه ها!
حماسه حضور تو به صحنه های عاشقی چو کوه جلوه می کند به پهنه های عاشقی
برای وصف حال تو قلم فقیر و ناتوان تو روح استقامتی سنگ صبور مهربان
به عرصه های پرخطر همیشه حی و حاضری شریک شادی و غمی تو کم نظیر و نادری
تو هم نفس تو همقدم تو همرهی و همدلی تو پیشگام و پیشرو در انعکاس مشکلی
درد دل خلایق از گلوی تو بیان شود آینه ای و رنج شان به چهره ات عیان شود
غمخور خستگان تویی به گاه سیل و زلزله زجان دعایشان کنی تو در نماز و نافله
نمی دونم چه حسی هست که هنوز نتوانستم عزیزانمان را که در حادثه سقوط هواپیما جانشان را از دست دادند فراموش کنم...
صبحا که تلویزیون را تماشا می کنم یاد خیر خواه عزیز می افتم راستی چند روز پیش که روز پدر بود برای مصاحبه به درب منزلشان رفتم ولی نمی دانم چرا کسی بود ولی انگارکسی نبود...
یاد تیترهای روزنامه ها می افتم...پرنده مرگ،پرنده رفتنی است...،باز هم نقص فنی و خطای خلبان! ،هنوز پنج نفر شناسایی نشدند،
خبر رسید...
اشک ،آه،ناله،...
دوان دوان . سوی آن خرابه ها...
خدای من...آه بچه ها...
چشم های من سیاه شد...
سی صد و سی آماده پرواز است...
به یاد تک تکتان هستم...