گزارش لس آنجلس تایمز از توزیع فیلم هالیوودی گلشیفته در تهران

خیابان ها وکوچه ها پر از خالیست!!!

دلم خوش بود به اینکه دیگر روزگار سنتوری را نمی بینم بعد از اینکه به سایتهای دانلود آلبوم جدید محسن چاووشی مراجعه کردم و با پیام برای حفظ حقوق مؤلف اورجینال این آلبوم را تهیه کنید...

اما چیزی جز خواب و خبال نبود...خیابان های شهر پر از CD های قاچاق است .

فروشندگان فریاد می زنند: "برای دیدن فیلم گلشیفته و دی کاپریو بشتابید!، این فیلم را بخرید و با زیرنویس فارسی ببینید!، یک فیلم باکیفیت هالیوود! بشتابید قبل از اینکه فیلم ها تمام شود!"

فیلم اکشن – جاسوسی «مجموعه دروغ ها» ساخته رایدلی اسکات کارگردان آمریکایی ، بر روی پرده نقره ای سینماهای آمریکا به نمایش درآمده است اما DVD این فیلم اکنون به صورت گسترده در خیابان های تهران، پایتخت ایران، به فروش می رسد و علت این مساله تنها حضور ستاره هایی چون «لئوناردو دی کاپریو» و «راسل کرو» نیست.

وبلاگ لس آنجلس تایمز در گزارشی با اشاره به نقش آفرینی «گلشیفته فراهانی» در فیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» نوشت: "گلشیفته، بازیگر جوان و خبرساز ایرانی در این فیلم در نقش یک پرستار اردنی ظاهر می شود که توجه یک جاسوس آمریکایی (لئوناردو دی کاپریو) را به خود جلب می کند."

گلشیفته های  و سنتوری های بساری ساخته می شود...

اما همچنان در شهر پر از خالیست....

هفته سینما وتلویزیون و...

فیلم های بساری در حال اکران است از بیلبورهای تبلیغاتی که روزگاری در سطح شهر تبلیغ فیلم ها را به عهده داشت دیگر خبری نیست...

پرچم های قلعه کاوه، حقیقت گمشده، خاک سرد ،مینای شهر خاموش ،سربلند، فرزند خاک ،

ریسمان باز، ده رقمی، همیشه پای یک زن در میان است، قرنطینه، زن ها فرشته اند ،انعکاس...

 

پرچم های قلعه کاوه: روایت حوادث و رویدادهای تاریخی و افسانه ای ایران، علاقه  همیشگی نوری زاد است. این بار او به دوران حمله مغول به ایران برگشته وداستان پدر و فرزندانی را تعریف می کند که حاضر به ترک خانه و زندگی شان نیستند. سریال سربداران از جمله آثار موفقی بود که روزگاری درباره این مقطع تاریخی ساخته شده بود و حالا دوباره با حوادث و حال و هوای تازه ای به تصویر کشیده شده است...

حقیقت گمشده: اولین فیلم بلند محمد احمدی – شاعر زباله ها-به دلیل موضوع و فضا سازی نامتعارفش به گروه فیلم های پشت خط مانده پیوست،و هر چند پروانه نمایش هم داشت،اما نمایش داده نشد.البته این فیلم که بر اساس فیلم نامه محسن مخملباف ساخته شده ،در چندین و چند جشنواره     بین المللی شرکت کرد و جایزه هم گرفت احمدی در این دومین فیلمش هم کماکان همان شیوه و فضا را انتخاب کرده. قصه این فیلم درباره سه زندگی است که در اثر تقدیر به هم ربط پیدا می کنند.و همین خلاصه کوتاه شما را به یاد فیلم هایی مثل تقاطع و کافه ستاره می اندازد...

ریسمان باز:كارخاني در سال 86 دومين فيلم خود با نام ريسمان باز را كارگرداني كرد و با ساخت اين فيلم نشان داد كه نگاهش به سينما، نگاه ويژه‌اي است. نگاهي كه در آن مي‌توان رد پاي كارگردان‌هاي مورد علاقه كارخاني را در آنها ديد، كارگردان‌هايي مانند امير نادري كه كارخاني در گفتگوهايي عنوان كرده كه به سينماي او بسيار علاقه‌مند است. ريسمان باز داستان تازه‌اي دارد. در زمانه‌اي كه اكثر كارگردانان به دنبال ساخت فيلم‌هاي شهري و مبله و بي دردسر هستند، كارخاني با انتخاب حرفه خريد و فروش دام و فضاي كشتارگاه سعي كرده است داستان زندگي گروهي از انسان‌ها را به نمايش بگذارد كه زندگي سختي را پشت سر مي‌گذارند، اما هيچگاه به عنوان يك آدم و يك شهروند ديده نمي‌شوند و مورد توجه قرار نمي‌گيرند. بزرگ‌ترين لطمه را به فيلم ريسمان باز دختر جواني مي‌زند كه با ماشين خود در مسير حركت دو دوست قرار مي‌گيرد، تصادف مي‌كند و با آنها تا شهر همراه مي‌شود. اين شخصيت بي‌شناسنامه ذهن مخاطب فيلم را مخدوش مي‌كند و بيننده اصلا متوجه نمي‌شود كه او چرا به قصه آمد و چرا رفت. البته كارخاني شايد به اين دليل اين دختر مرموز را وارد قصه كرده است تا در سكانس‌هاي جاده ايجاد تعليق و گره افكني كند، اما اين شخصيت هيچ كمكي به فيلم نكرده است، در صورتي‌كه كارگردان مي‌توانست با تقويت شخصيت بدمن فيلم كه در نيمه اول او را معرفي كرد و ميكائيل را با او درگير كرد در سكانس‌هاي جاده‌اي، فيلم را با گره افكني‌ها و تنش‌هاي بيشتري جلو ببرد.

 

فرزند خاک، که این روزها در سینماها اکران شده، فیلمی است متفاوت در سینمای جنگ ایران، هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که تصویرهای حماسی در جنگ می ساختند و هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که در لابلای فیلم هایشان به نقد سیاست ها می پردازند و گاهی هم گرایشی ضد جنگ در فیلم هایشان می توان پیدا کرد که در ایران با مخالفت برخی مواجه می شود.
فرزند خاک نه این است و نه آن و جالب این جاست که سینمایی است هم مطلوب مدیران سینمایی و هم مطلوب منتقدان. در این فیلم موضوعی مورد توجه قرار گرفته است که کمتر به ان پرداخته شده است. نه در فیلم ها و نه در کتاب هایی که درباره وقایع جنگ و پس از جنگ عراق و ایران نوشته شده است، از انتقال استخوان ها و جنازه ها به این شکل سخن گفته نشده است و بسیاری از کسانی که در سینما این فیلم را می دیدند، برای اولین بار می دیدند که بر سر قیمت استخوان های رزمندگان ایرانی چانه زده می شود.

 

مینای شهر خاموش...

هنوز موفق به دیدن این فیلم نشدم...

وبسیاری از فیلم های دیگر که جای بسی تأمل دارد...

دراین هفته ای که گذشت یاد روزی افتادم که جیران بانو وقتی پس از دردی سخت و جانگاه،صدای نرم گریه تو راشنید،آرام گرفت و رسول زندگی اش را در آغوش فشرد..

رسول ملاقلی پور عزیز تولدت مبارک و یادت گرامی...

.

.

.

واین روزها ماه مبارک رمضان آمد و سریال های خود رلا به همراه آورد سریال هایی که با توجه به بودجه اقتصادی که برایشان صرف شده تا الان سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب به وجود آورده...

تلويزيون در ماه مبارك رمضان امسال چهار سريال «خوابزده»، «مثل هيچ‌كس»، «بزنگاه» و «مامور بدرقه» را در سه قالب ماورائي، اجتماعي و طنز تدارك ديده است...

سریال ها شروع شده و حرف و حدیثهایش باشد برای بعد...

 

چرا فیلم دیوار روی هیچ دیواری جا نداشت...

چرا فیلم دیوار روی هیچ دیواری جا نداشت...

محمد علی طالبی

 

«ديوار» دوازدهمين ساخته‌ بلند محمد علي طالبي است ...

اين فيلم درباره زندگي خانواد‌ه‌اي است كه پدر اين خانواده موتور سوار روي ديوار مرگ است كه دچار حادثه مي‌شود و دختر و پسر آن براي گذراندن زندگي كار پدر را در پيش مي‌گيرند...

گلشيفته فراهاني ،مهرداد صديقيان ،محمد كاسبي، آزيتا حاجيان، معصومه مير حسيني، منوچهر آذري، ابراهيم آبادي و فرحناز منافي ظاهر بازيگران اين فيلم سينمايي هستند.

 

این که گلشیفته فراهانی در فیلمی نقش دختری را بازی می کند که مو تورسواری بلد است و تازه با موتور آن چاه تنوری شکل عملیات آکروباتیک هم انجام می دهد،به خودی خود می تواند قصه ای کنجکاوی بر انگیز و عامل جلب توجه تماشاگران بسیاری باشد. کافی است بدانیم که نقش پدر این دختر را که ترتیب دهنده این حرکت ها محیر العقول موتور سواری است چهره به ظاهر خشن  و با نمکی مثل محمد کاسبی بازی می کند تا حال و فضای فیلم دست مان بیاید.طالبی که یکی از مشهورترین کارگردان های سینمای کودک است،برای ساختن دیوار مجموعه ای از حرفه ای ترین عوامل سینمای ایران باشد را به خدمت گرفته که شاید نشان از نیم نگاه او به دوران اولیه فیلم سازی اش در دهه 1360 داشته باشد.

 

یکی  از نکته های قابل بحث در این فیلم آغاز اكران و محروميت آن از تبليغات شهري است ؛ در حالي كه فيلم‌ها در نيمه اول سال مي‌توانستند از بيلبوردهاي تبليغاتي استفاده كنند اما اين وضعيت ادامه نيافت.

ابتداي سال فضاي جديدي براي تبليغات گسترده پيش آمد كه براي سينماي ايران بسيار خوب بود و فيلم‌ها توسط بيل‌بوردهايي كه در شهر نصب مي‌شد، مخاطب را جذب مي‌كرد ولي متاسفانه چون اين امر نهادينه نشد و پس از اكران 2-3 فيلم،اين برنامه لغو شد و اوضاع به شرايط قبلي برگشت.

اين وضعيت به اكران فيلم‌هاي بعدي هم صدمه مي‌زند، چون مردم نمي‌دانند اين قرارداد لغو شده، بلكه فكر مي‌كنند صاحبان اين فيلم‌ها نخواسته‌اند تبليغات كنند

فیلم دیواردر جشنواره‌ی فیلم فجر سال گذشته سیمرغ بهترین فیلمبرداری ، نامزد بهترین كارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین بازیگر نقش مكمل مرد و بهترین طراحی صحنه و لباس این دوره از جشنواره را به خود اختصاص داد...

 

... واین که تا چه زمانی قرار است فیلم ها بدون تبلیغات بیلبوردی اکران شوند واین که شهردار تهران که خود را یکی از افرادی می داند که به ارتقای فرهنگی جامعه کمک می کند چه زمانی به فکر ساماندهی این مشکل می افتد؟؟؟

 

Perfume

 

"برای جستجوی زیبایی زندگی کرد. برای مالکیتش آدم کشت."

“He lived to find beauty. He killed to possess it

 

بر اساس «عطر»، رمان معروف پاتریک زوسکیند فیلمی عطر به کارگردانی توم تیکور ساخته شده.

 

صحنه­ی پایانی فیلم صحنه­ی اعدام است. صحنه­ای از نوع به صلیب کشیدن مسیح. در یکی از میدان­های پاریس چوبه­ی داری به پا کرده­اند. عده­ی زیادی به تماشا ایستاده­اند. وقتی قهرمان جوان را به میدان می­آورند که او را به دار بیاویزند، از بوی عطرش مردم چنان سرمست می­شوند که یکدیگر را در آغوش می­گیرند و در اثر این بوی اغواگر به جای تماشای اعدام جوان جنایتکار اما هنرمند به آغوش گرفتن همدیگر می­پردازند. دوربین روی چهره­ی محکوم می­رود. از دیدن این صحنه محکوم ابتدا تعجب می­کند، بعد لذت می­برد و سرانجام در چهره­ی او تنها نفرت می­بینیم.

این صحنه یکی از زیبا ترین صحنه های  این فیلم است ، هنوز بعد از چند بار دیدن هنوز به نظرم راز خواستی در فیلم است ولی نمی دانم چرا متوجه اش نمی شوم.به نظرم این فیلم دیدگاهی فلسفی به جهان دارد..

 

در یکی از خیابان­های پاریس که بوی گند و کثافت می­دهد، زنی پسری به دنیا می­آورد و او را در خیابان، سر راه می­گذارد. نوزاد را به یتیم­خانه­ای می­برند و اسم او را می­گذارند ژان بابتیس گرونول که در زبان فرانسه به معنی قورباغه است. این شخص بو ندارد و به همین دلیل همه از او نفرت دارند. با این حال ژان بایتیس به تدریج متوجه می­شود که از حس و حافظه­ی بویایی فوق­العاده قوی­ای برخوردار است. از پاریس به شهرستانی به نام گرس می­رود و در نزد استادکاری عطرسازی می­آموزد. از گرس به پاریس برمی­گردد. بیست و پنج دختر باکره را به قتل می­رساند، بدون آن که قطره­ای خون از آنها چکیده شود، بوی این دختران را می گیرد و از آن عطری می­سازد که در پایان داستان و در پایان فیلم، در صحنه­ی اعدام که وصفش آمد، انسان­ها را سرمست و شیفته­ی یکدیگر می­کند.

تنها صدای راوی و موسیقی سمفونی متن فیلم اطلاعاتی از قهرمان درونگرای داستان به دست می­دهد. در مجموع به نظر من کارگردان نتوانسته است خودش را از جهان رمان جدا کند. برای همین فیلم در کنار رمان شخصیت دارد، یا به اصطلاح یک اثر هنری قائم به ذات نیست. به این دلایل بن ویشاو، هنرپیشه­ی جوان انگلیسی در نقش ژان بابتیس هم نمی­تواند تمام ظرفیت­های بازیگری­اش را به کار بگیرد. داستیو هافمن اما در نقش استادکار عطرساز یک شخصیت تراژیک را استادانه به نمایش می­گذارد.

فیلم بیننده را با عطر از دیدگاه دیگری آشنا می کند. مخصوصا این جزئیات زمانی بهتر نمایان می شود که عطر در زندگی طبقه پایینی مردم قرن هفدهم در اروپا اصلا وجود نداشته و در طبقه میانی فقط آن را از دور می دیدند و در فقط در طبقه فوقانی جامعه ، یعنی اشراف و ثروتمندان معنی پیدا می کرده است.

قطعا هر کسی تصدیق می کند که فیلم در ترسیم جنبه های مختلف شهر پاریس و مردم طبقه پایین و بالای آن تلاش خوبی کرده است و نتیجه جالبی در ترسیم و همچنین دکوراسیون آن گرفته است.

اما این سوال در زندگی شخصیت داستان پیش می آیند که آیا او فطرت یک قاتل تمام عیار را داشت؟ یا اینکه یک دانشمند بود که تنها برای انگیزه های علمی یا بویایی تحریک به قتل می شد؟

 

دختران دشت!
دختران انتظار!
دختران امید تنگ
در دشت بی‌کران
و آرزوهای بیکران
در خلق‌های تنگ
دختران آلاچیق نو
..

 

 

وقتي‌ عبدالحسين‌ سپنتا تصميم‌ گرفت‌ «دختر لر» نخستين‌ فيلم‌ ناطق‌ سينماي‌ ايران‌ را در هند بسازد، مشكل‌ بزرگش‌ انتخاب‌ بازيگران‌ فيلم‌ بود.

براي انتخاب‌ بازيگر زن اين فيلم از همسر يكي‌ از كارمندان‌ استوديو به‌ نام‌" روح‌انگيز" دعوت کرد و به‌ او گفت: «نام تو ‌ به‌ عنوان‌ نخستين‌ بازيگر زن‌ سينماي‌ ايران‌ براي‌ هميشه‌ بر جاي‌ خواهد ماند.» به اين ترتيب نخستين‌ بازيگر زن‌ در سينماي‌ ايران‌ در سال‌ 1312 وارد عرصه هنري شد.

روح‌انگيز كه‌ قبول‌ كرده‌ بود گلنار «دختر لر» شود،شايد نمي‌دانست‌ با پذيرفتن‌ اين‌ عنوان‌ ناگزير از پذيرفتن‌ بي‌مهري‌هاي‌ مردم‌ كشورش‌ كه‌ تا به‌ حال‌ بازيگر زن‌ ايراني‌ نديده‌ بودند نيز هست‌.

با وجود بازی کردن این بازیگر زن در نخستین فیلم ناطق ،دید مردم ایران نسبت به او تغییر کرد و از سوی جامعه ترد شد.خیلی از فیلم هایی که قبل از انقلاب ساخته شد؛از زنان استفاده های نا مشروع وتبلیغاتی می شد و شاید به خاطر این موضوع بود که خیلی از افراد جامعه با بازی زنان در فیلم های بعد از انقلاب نیز مخالف بودند.

*****

آنچه که فیلم های ایرانی قبل از انقلاب در مورد زن ارائه می کرد منشـأ اصیل فرهنگی نداشت بلکه وصله ی بود که فیلمسازان بیگانه از فرهنگ غنی ایرانی و متأثر ازفرهنگ خارجی بریده ودوخته بودند.

 

زن وسینمای غرب

مبدأ هنر صنعت سينما، مغرب زمين است و سينما را بايد مولود فرهنگ و تمدن اومانيستي و مدرن غرب دانست. حتي سينماي كشور ما نيز، كالايي وارداتي است و حيات يك قرني سينما در ايران، بيش از هر چيز تحت تأثير الگوهاي غربي بوده است.

زن در سينماي غرب «زن» نيست،او را هم پاي مرد و به موازات او قرار مي دهند و نقش و تشخص مردانه به او مي بخشند. اين كار باعث ايجاد تصويري خشن، بي رحم بي عاطفه و فاقد زيبايي هاي زنانه شده است. اين بلايي است كه بر سر زن در غرب آمده و انعكاس اين نگاه بيمار و ناقص در سينماي غرب ديده مي شود.

سينما غرب  با الهام از لذت جویی و فرد گرایی به خلق تصاوير و شخصيت هاي زن مي پردازد. به همين دليل نگاهي ابزاري، بهره جويانه، لذت طلب و در استخدام سرمايه داري و فردگرايي به زن دارد.

با این تفاسیر  می توان نقش زن در سينماي امروز غرب را، نقش «عروسك جنسي» دانست.

«خشونت»، «ترس»، «خباثت و رذالت»، «سكس» و «وهم و خيال» عناصر سازنده سينماي غرب هستند كه «زن» يك عنصر محوري در ميان آن هاست. به طوري كه هميشه زن نقش كليدي دارد.

در تاريخ تمدن غرب، زن موجودي وسوسه گر و غيرانساني است و اين نگاه تا به امروز استمرار داشته است. امروز هم زنان را در لباس، آرايش و فرمي نمايش مي دهند كه نماد شيطان و علامت خطر و پرخاشگري است.

هر سينمايی  برای خود  آرماني دارد كه اين آرمان يا براي رشد، بالندگي، آزادگي است و يا براي آرماني كه به تعبير روژه گارودي «بي هوشي عمومي» است تا مردم نتوانند بفهمند چه چيزي از آن ها به يغما مي رود..

يك پاي سينما سرمايه است و سرمايه بايد برگردد، حتي بيشتر از آن چه اول بود.هر فیلم سازی در کنار اینکه می خواهد اثری خلق کند در پی این است که بتواند سرمایه ای که برای این فیلم هزینه کرده است را برگرداند و البته خیلی از فیلم سازان فقط به دنبال سرمایه هستند.

وضعيت سينما و فراز و فرود آن در مورد نحوه به تصوير كشيدن زن هم اتفاق مي افتد در نتيجه اين شده است كه به قول ريچارد نيكسون؛ امروز سكس و خشونت كيفيت حيات ما را دگرگون كرده است و امروز فرزندان ما در برابر رسانه هايي كرخت و فلج كننده هستند.

درحالي كه در هفته 50 الي 60 ساعت در پاي رسانه هستند، 5 دقيقه با پدر و 20 دقيقه با مادر حرف مي زنند. اين بحران معنوي و اخلاقي است كه جوامع گرفتار آن هستند.

سينماي ما هنوز زير مجموعه غرب است و به آن استقلال ملي و هويت فرهنگي كه بتواند بازتاب دهنده ما باشد نرسيده است. به همين دليل براي نشان دادن زن در سينما نيز دچار اختلاط فرهنگي هستيم.

گرچه به نظر مي‌آيد زنان در سينماي ايران امروز در موقعيتي تثبيت ‌شده قرار دارند و حضور کمي و کيفي آنها قابل بررسي و تحليل است، زن در سينماي بعد از انقلاب  هم در ابتدا به شكل يك زن خانه دار و تاثير گذار در فرزند و هدايت گر و سپس به شكل زني با شخصيت اجتماعي تبيين شد.

اما واقعيت اين است كه حقوق و جايگاه زن در سينماي پس از انقلاب هم آنچنان كه بايسته و شايسته بود تبيين نشده است

در واقع زنان ،صبري بسيار را متحمل شدند تا جذابيت‌هاي بالقوه خود را وراي چهره کليشه‌اي که در دهه 60 از آنها باب شده بود، به فعليت برسانند و زمينه اعتماد کردن سينماگران به خودشان را فراهم کنند. زناني که در دهه 60 عمده حضورشان در سينما براي غذا پختن، رخت شستن و مهمتر از همه غر زدن بود. زناني که گاه تنها يک تصوير مجازي بودند براي اميد داشتن مرد به بازگشت از زندان، جبهه، سفر و زناني که راهي براي گذر از حاشيه‌ها نداشتند.

در دهه 70 بود که زيبايي و جذابيت ‌هاي ظاهري زنان نه به عنوان يک پديده منفي و عامل اغواکننده بلکه به عنوان يک موهبت زيبايي‌شناسانه ديده شد و توانست بر پرده عريض به تصوير درآيد

پس از اين دوره چهره زن که يکباره از حاشيه به متن آورده شده بود رنگي از تصاوير تکراري در نقش‌هاي تکراري به خود گرفت. در اين دوره با تعدد نقش‌آفريني زنان در نقش‌هايي چون زن خياباني، قاچاقچي، اغواگر، معتاد و ... به تدريج زيبايي‌شناسي برآمده از آسيب‌شناسي نقش براي انتخاب بازيگر از ميان رفت.

پس از اين بود که بازيگران جوان و زيبا که به گونه مصنوعي يا ذاتي به زيبايي آنها دامن زده شده بود، بر پرده سينما ظاهر شدند و ديگر چرايي حضور يک بازيگر در نقشي خاص مفهوم نداشت بلکه اين خطوط چهره و نزديک بودن به سليقه گيشه بود که بازيگر را براي حضور در نقش يک کاراکتر انتخاب مي‌کرد نه چيز ديگر.

تصویری که از زن در سینمای ایران ارائه می شود با واقعیتها و فعالیتهای واقعی زن در جامعه امروز ایران تفاوت زیادی دارد.

اگر به تولیدات اخیر در حوزه فیلم نگاه کنیم می توان دید که زن در موضوعات عاشقانه قرار گرفته و با نگاه مردانه تعریف شده است.

این تصویر در حالی به نمایش گذاشته شده که در جامعه امروز ما، می توان زنان بسیاری را در حوزه فرهنگ، سیاست، ورزش و... یافت که حتی از مردها نیز جلوتر قدم بر می دارند اما اینگونه فعالیتها به تصویر کشیده نمی شود.

در حال حاضر از سویی مسئولان نسبت به حضور فعالانه زنان در جامعه تاکید می کنند اما از سوی دیگر فیلم هایی که با موضوع فعالیتهای زنان تولید شده هنگام اکران با مشکل مواجه می شود .در چنین شرایطی فیلمسازان هزینه ای را برای فیلمی که احتمال اکران نشدن داشته باشند، صرف نخواهند کرد.

چند سال پيش در مصاحبه اي از يكي از فيلمسازان مطرح سينما نقل قولي خواندم كه سينما را ويترين جامعه مي دانست و از چهره زن در سينماي آن روز ايران سخن رانده بود كه به زن موجود در اجتماع شباهت زيادی داشت. اين گفته خود جاي بحث بسيار دارد و موارد نسخ کننده کننده بسياري حداقل در سينماي ايران دارد كه از حوصله اين بحث خارج است.

در حوزه سينما هم باورم بر اين است كه ديالوگ هاي طولاني و آوردن شخصيت هاي رنگارنگي كه شايد نبودشان به فيلم لطمه اي نزند, موجب گم شدن پيام فيلمساز مي شود. هزاران چيز نا مربوطی که حرف اصلی را تحت شعاع قرار می دهد.

پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي شاهد حضور گسترده و متفاوت زنان در همه عرصه ها و به خصوص حوزه هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوده ايم، اما در عرصه سينما كمتر به اين ابعاد توجه شده است.

زنان كشورمان هم از نظر كمي و هم كيفي در عرصه هاي مختلف جامعه رشد كردند، اما علي رغم اين امتيازات و تحولات كه انقلاب پيش روي ما نهاد و همچنين تلاش هايي كه زنان انجام دادند، توجه سينما را نديديم. سينما در زمينه پرداختن به زن دچار افراط و تفريط شد به طوري كه يا به بيوه زن هاي آسيب ديده پرداخت، يا به زنان معترض. خصوصاً سينماي به اصطلاح روشنفكري ما تحت تأثير الگوهاي بيروني مدل هاي خود را كسب كرد.

با توجه به ارزشهای که انقلاب به همراه خود آورد،در حوزه ی سینما هیچ کدام از این ارزشها مطرح نشد...

اما واقعيت اين است كه همواره و حتي بعد از انقلاب تا كنون نقش زن در سينماي ايران منطبق با جايگاه واقعي زن ايراني نيست و اين واقعيت نگران كننده است كه در سينماي ايران حقايق ، تفكرات و باورهاي زنان را نمي شود به طور كامل تبيين كرد.

 

آيا حضور زن در سينماي پس از انقلاب هم اهرمي براي اقبال گيشه به شمار مي رود؟

 

سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست

در حالی که چند روزی بیشتر به پایان فیلمبرداری « بی پولی » دومین ساخته جنجال بر انگیز حمید نعمت الله باقی نمانده است ٬ سیامک انصاری نیز جلوی دوربین علیرضا زرین دست رفت. تا کنون بیش از ۹۰ درصد از آن به جلوی دوربین رفته است این در حالی است که هنوز یکی از بازیگران اصلی فیلم مشخص نشده است و این بازیگر طی روزهای آتی به گروه بازیگران « بی پولی » اضافه می شود . به گفته مصطفی شایسته ( تهیه کننده فیلم ) فیلمبرداری « بی پولی » حداکثر تا ده روز آینده به پایان می رسد و مراحل فنی فیلم پس از اتمام فیلمبرداری آغاز می شود . بهرام رادان ٬ لیلا حاتمی ٬ رضا رشید پور ٬ حبيب رضايي، امير جعفري، سیامک انصاری ٬ بابك حميديان، افشين سنگ‌چاپ، سيد ابراهيم بحرالعلومي، سوسن مقصودلو ٬ جلال پیشوائیان ٬ نادر فلاح، علي سليماني، علي علايي، كريم قرباني، زهره صفوي، زهرا طاهري منش ٬ غزاله نظر و علیرضا زرین دست از جمله بازیگرانی هستند که تا کنون جلوی دوربین «بی پولی» رفته‌اند

روز مادر و یاد میم مثل مادر مرحوم ملاقلی پور...یادش گرامی

کاشکی می‌شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقد مثه بچگی‌هام لالایی‌هاتو دوست دارم
سادگی‌هاتو دوست دارم؛ خستگی‌هاتو دوست دارم
چادر نماز و زیر لب خدا خداتو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه‌ی دلت آینه و شمعدون می‌شدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می‌شدم
کاشکی می‌شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم
لالایی لالایی لالالا
بخواب که می‌خوام تو چشات ستاره‌هامو بشمارم
لالایی لالا لالا لالا
پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد، با تو برام دیدنیه
باغ گل‌های اطلسی با تو برام چیدنیه
لالایی لالایی … مادر… «مادر»
… می‌خوام بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
لالایی هاتو دوست دارم بغض صداتو دوست دارم … مادر
لالایی لالایی

مخالفت واتيكان رم با ساخت ادامه فيلم «كد داوينچي»

 پايگاه خبري بي‌بي‌سي، واتيكان رم ضمن خوداري از صدور مجوز براي فيلمبرداري فيلم «فرشتگان و شياطين»، ادامه فيلم «كد داوينچي»، در يكي از كليساهاي اين شهر، دليل اين كار خود را مغاير بودن اين داستان اين فيلم با ديدگاه‌هاي ديني‌ خود بيان كرد.
فيلم «كد داوينچي» كه در سال 2006 ساخته شد، براساس اين عقيده ساخته شده بود كه حضرت مسيح با زني به نام «مريم مجدليه» ازدواج مي‌كند و از او نيز صاحب فرزند مي‌شود، اين فيلم به شدت خشم مسيحيان برخي از كشورهاي جهان را برانگيخت.
به گزارش بي‌بي‌سي، فيلم «فرشتگان و شياطين» به كارگرداني «ران هاوارد» و با بازي «تام هنكس» قرار است كه سال آينده به نمايش درآيد.

خبرگزاری فارس

"شش گوشه عرش" در قم ادامه می یابد

 

  بخش هایی از مستند" شش گوشه عرش"، کار نیمه تمام مرحوم رسول ملاقلی پور هفته گذشته در قم فیلم برداری شد.

فیلمبرداری این مستند که از مراحل اولیه ساخت تا آماده شدن و نصب ضریح جدید بارگاه ملکوتی امام حسین دو سال به طول خواهد کشید که از این زمان 6 ماه آن سپری شده است و تاکنون بدنه چوبی ضریح به اتمام رسیده است و هم اکنون طلاکاری ضریح آغاز شده است.

مستند «شش گوشه عرش» مراحل مختلف ساخت ضریح جدید حضرت امام حسین(ع) از مرحله طراحی اولیه تا نصب نهایی این ضریح در کربلا را روایت می کند که بخش های ابتدایی این مستند به کارگردانی مرحوم رسول ملاقلی پور در کربلا فیلم برداری شده است.

اكران قطعي شد

زمان اكران «فرزند خاك» قطعي شد. اين فيلم 9 مردادماه در گروه سينمايي استقلال روي پرده مي‌رود.

اين فيلم كه در جشنواره بيست‌وششم روي پرده رفته داستان جست‌وجوي زني است كه در كردستان عراق به دنبال جسد شوهر شهيدش مي‌گردد. مهتاب نصيرپور، شبنم مقدمي و احمد ابراهيمي بازيگران اصلي اين فيلم هستند.«فرزند خاك» بعد از «نيمه گمشده» دومين فيلم محمدعلي آهنگر است كه مانند فيلم قبلي او در حوزه دفاع مقدس قرار مي‌گيرد. «فرزند خاك» اولين فيلم دفاع مقدس است كه امسال روي پرده مي‌رود.

پدر فرهنگ و سینمای ایتالیا در گذشت

 

دینو ریسی ،کارگردان سر شناس ایتالیایی و از پیشگامان سینمای کمدی در سن 91 سالگی درگذشت.

خیلی از افرادی که در حوزه سینما فعال هستند مطمئنا فیلم رایحه یک زن را با بازی موفق  آل پا چینو دیده اند؛ این فیلم به کارگردانی ریسی  توانسته 2 جایزه اسکار را به خود اختصاص دهد ویکی از کارهای ارزشمند این کارگردان ایتالیا یی هست.

به گزارش خبرگزاری رویترز،ریسی متولد 1916 در میلان بود و فیلم های معروفی در کارنامه سینمایی خود دارد که از جمله آنها می توان به زندگی آسان و دختر فقیر،دختر زیبا اشاره کرد.

شهردار رم در بیانیه ای اعلام کرد :ایتالیا پدر فرهنگ و سینمای خود و یک شخصیت برجسته را از دست داد .

50 هزار فیلم خاکستر شد...

آتش سوزی مهیب یک استودیو بزرگ فیلمسازی لوس آنجلس آمریکا با تلاش صدها کمک رسان ، مهار شد.
با آتش گرفتن استودیو فیلمسازی «یونیورسال» بیش از ۵۰ هزار حلقه فیلم ، سوخت.
همچنین نمایشگاه های مربوط به دو فیلم پرفروش «هالیوود» خاکستر شد.عملیات نفسگیر۴۰۰ آتش نشان از زمین و هوا ( با بالگرد) برای مهار شعله های سرکش، زخمی شدن دو نفر از آنان را به دنبال داشت.
به دنبال این رخداد که همزمان با فیلمبرداری محصول جدید «هالیوود» شکل گرفت دود غلیظی منطقه را فرا گرفت.
آتش پیش از طلوع خورشید، در فضای باز یکی از ساختمان های اصلی این استودیو شروع شد.
سخنگوی «یونیورسال» می گوید:بر اثر آتش سوزی ، دیدار از استودیو امکان پذیر نیست، اما سایر بخشها به فعالیت عادی خود ادامه می دهند.
استودیو «یونیورسال» که با نام «یونیورسال پیکچرز» و «یونیورسال سیتی استودیو» هم شناخته می شود، از شرکت های وابسته به «ان بی سی یونیورسال» و از بزرگ ترین فیلمسازی های آمریکاست.گزارش ایسکانیوز می افزاید، این رخداد به بخش بزرگی از تاریخ «هالیوود» آسیب جدی زده است و تلاش کارشناسان برای افشای علت اصلی بروز آتش سوزی و تعیین میزان دقیق خسارتها در حالی ادامه دارد که تازه ترین خبرها از شنیده شدن صدای انفجار در استودیو
«یونیورسال» حکایت دارد.

جشن شب بازيگر برگزار شد

جشن "شب بازيگر" با حضور هنرمندان و پيشکسوتان عرصه سينما و تئاترامشب در تئاتر شهر برگزار شد.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر ، همزمان با هفتم فروردين(27 مارس) هفته بزرگداشت تئاتر،انجمن بازيگران خانه تئاتر، جشن "شب بازيگر" را با حضور هنرمندان و پيشکسوتان سينما، تئاتر و تلويزيون در سالن اصلي تئاتر شهربرگزار کرد.
در اين مراسم با اجراي برنامه هاي شاد روز جهاني تئاتر گرامي داشته شد.
در اين مراسم از چند هنرمند پيشکسوت ( رويا تيموريان، فهيمه راستکار، هوشنگ قوانلو و جعفر والي ) تقدير شد.

علت اصلي قاچاق سنتوري؛ عطش مردم براي تماشاي فيلم!!

سنتوري

حجت "ف" كه مدتي قبل به عنوان اصلي‌ترين پخش كننده قاچاق فيلم «سنتوري» دستگير شده گفت: از غيرقانوني بودن فروش اين فيلم اطلاعي نداشته‌ام.

با گذشت بيش از سه ماه از عرضه غير قانوني نسخه قاچاق فيلم «سنتوري»، امروز عامل اصلي قاچاق اين فيلم كه اسفند ماه معرفي شده بود، در يك برنامه راديويي به همراه مرتضي شايسته پخش‌كننده و فرامرز فرازمند تهيه‌كننده سنتوري حضور پيدا كرد و گفت: من از ابتدا سينماي ايران و فيلم‌هاي داريوش مهرجويي را از فيلم «گاو» دنبال مي‌كردم. حتي دليل انتخاب شغلم نيز علاقه‌ام به فرهنگ و سينما بوده است و مسائل مادي آن برايم اهميت چنداني نداشته است.

او خود را 24 ساله و ديپلم رياضي معرفي كرد و ادامه داد: در مغازه‌ كوچكي كه واقع در يكي از فقيرترين محله‌هاي تهران است، فيلم‌هاي مجاز را عرضه مي‌كردم و فيلم «سنتوري» تنها فيلم غير مجازي بود كه مسوولان در محل كارم يافتند.

حجت ف كه در حال حاضر به قيد ضمانت آزاد شده است، از تهيه‌كننده اين فيلم طلب بخشش كرد وعنوان كرد: بعد از آزادي‌اش كار عرضه فيلم را به صورت قانوني ادامه خواهد داد.

وي در مورد چگونگي ورود اين اتهام نيز اظهار كرد: عده زيادي به اين دليل دستگير شدند. اما از آنجا كه تعداد فيلم‌هاي من بيش از سايرين بود، به عنوان متهم اصلي شناخته شدم. در صورتيكه خود من هم اين فيلم را از طريق فرد ديگري تهيه مي‌كردم، اما از آنجا كه نتوانستم او را پيدا و معرفي كنم به عنوان عامل اصلي قاچاق اين فيلم شناخته شدم.

بنا بر اين گزارش، فرامرز فرازمند تهيه‌كننده «سنتوري» در بخش ديگري از برنامه «ساعت 25» كه از راديو جوان پخش مي‌شد با تاكيد بر اينكه همچنان علت اصلي چگونگي اين اتفاق نامشخص است، گفت: يكي از علل اين حادثه را عطش مردم براي ديدن فيلم مي‌دانم و ما نيز براي جلوگيري از چنين اتفاقي هيچگونه اكران خصوصي‌ را براي فيلم نگذاشته بوديم.

او با اشاره به ايراداتي كه در زيرنويس نسخه موجود در بازار وجود دارد، افزود: امروزه براي نمايش فيلم‌ها در خارج از كشور، زيرنويس توسط دستگاه‌هاي خاص به زبان كشورمقصد، بر روي فيلم حك مي‌شود بنابراين نسخه موجود در بازار، در هيچ كشوري به اين شكل اكران نشده است.

مرتضي شايسته، پخش‌كننده اين فيلم هم بدترين وضعيت را وضعيتي دانست كه فرد هم مال خود را از دست بدهد و هم در معرض اتهام قرار بگيرد.

وي با اشاره به اين نكته كه تمامي عوامل فيلم افراد حرفه‌اي هستند، اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: افراد حرفه‌اي به دليل عشقي كه به سينما دارند و به دليل علاقه‌اي كه براي ديدن فيلم‌هاي خود بر پرده نقره‌اي سينما و در كنار مردم دارند، چنين عملي را انجام نمي‌دهند و بيان اين اتهامات مي‌تواند باعث فرافكندن پوشش امنيتي براي دزدان وعاملين قاچاق باشد.

او همچنين به قوانين سخت كشورهاي ديگر در زمينه قاچاق فيلم اشاره كرد و افزود: امروزه بسياري از فيلم‌هاي سينمايي ما توسط كشورهاي ديگر بر روي سايت‌هاي اينترنتي قرار مي‌گيرند و در اين راستا ما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه‌ مي‌خواهيم جلوي اين روند را بگيرند.

سینمای شیشه ای

شصت و یکمین جشنواره کن با فیلم دنیرو به پایان می‌رسد

فیلم سینمایی "چی شد؟" ساخته بری لوینسن با بازی رابرت دنیرو به نقش یک تهیه‌کننده هالیوودی گرفتار به عنوان فیلم اختتامیه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد.

فیلم سینمایی "چی شد؟" ساخته بری لوینسن با بازی رابرت دنیرو به نقش یک تهیه‌کننده هالیوودی گرفتار به عنوان فیلم اختتامیه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد فیلمنامه "چی شد؟" را آرت لینسن بر مبنای تجربیات خود به عنوان یک تهیه‌کننده نوشته و دنیرو در نقش بن ظاهر می‌شود که زندگی کاری و شخصی او در یک هفته پرتلاطم به می‌ریزد.
صحنه اوج داستان فیلم "چی شد؟" در جشنواره کن و زمانی اتفاق می‌افتد که این جشنواره معتبر با فیلمی که بن تهیه کرده، آغاز می‌شود. کاترین کینر به نقش رئیس سرسخت یک استودیو، جان تورتورو، استنلی توچی و رابین رایت پن دیگر بازیگران این فیلم هستند و بروس ویلیس و شان پن نیز در نقش خود ظاهر می‌شوند.
"چی شد؟" ژانویه گذشته در نخستین نمایش جهانی خود در جشنواره فیلم ساندنس با واکنش متفاوت منتقدان رو به رو شد. انتظار می‌رود فهرست رسمی فیلم‌های جشنواره کن امسال هفته آینده اعلام شود. شصت و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کن از ۱۴ تا ۲۵ مه (۲۵ اردیبهشت تا پنجم خرداد) برگزار می‌شود و شان پن رئیس هیئت داوران است.
تقدیر از جیم جارموش خالق فیلم‌های "عجیب‌تر از بهشت" و "مرد مرده" در بخش جنبی دوهفته کارگردانان و برپایی کلاس پیشرفته فیلمسازی کوئنتین تارانتینو که در ۱۹۹۴ برای فیلم "داستان عامه‌پسند" برنده جایزه نخل طلا شد، از برنامه‌های جشنواره کن ۲۰۰۸ است.
 
خبرگزارى مهر