هفته سینما وتلویزیون و...

فیلم های بساری در حال اکران است از بیلبورهای تبلیغاتی که روزگاری در سطح شهر تبلیغ فیلم ها را به عهده داشت دیگر خبری نیست...

پرچم های قلعه کاوه، حقیقت گمشده، خاک سرد ،مینای شهر خاموش ،سربلند، فرزند خاک ،

ریسمان باز، ده رقمی، همیشه پای یک زن در میان است، قرنطینه، زن ها فرشته اند ،انعکاس...

 

پرچم های قلعه کاوه: روایت حوادث و رویدادهای تاریخی و افسانه ای ایران، علاقه  همیشگی نوری زاد است. این بار او به دوران حمله مغول به ایران برگشته وداستان پدر و فرزندانی را تعریف می کند که حاضر به ترک خانه و زندگی شان نیستند. سریال سربداران از جمله آثار موفقی بود که روزگاری درباره این مقطع تاریخی ساخته شده بود و حالا دوباره با حوادث و حال و هوای تازه ای به تصویر کشیده شده است...

حقیقت گمشده: اولین فیلم بلند محمد احمدی – شاعر زباله ها-به دلیل موضوع و فضا سازی نامتعارفش به گروه فیلم های پشت خط مانده پیوست،و هر چند پروانه نمایش هم داشت،اما نمایش داده نشد.البته این فیلم که بر اساس فیلم نامه محسن مخملباف ساخته شده ،در چندین و چند جشنواره     بین المللی شرکت کرد و جایزه هم گرفت احمدی در این دومین فیلمش هم کماکان همان شیوه و فضا را انتخاب کرده. قصه این فیلم درباره سه زندگی است که در اثر تقدیر به هم ربط پیدا می کنند.و همین خلاصه کوتاه شما را به یاد فیلم هایی مثل تقاطع و کافه ستاره می اندازد...

ریسمان باز:كارخاني در سال 86 دومين فيلم خود با نام ريسمان باز را كارگرداني كرد و با ساخت اين فيلم نشان داد كه نگاهش به سينما، نگاه ويژه‌اي است. نگاهي كه در آن مي‌توان رد پاي كارگردان‌هاي مورد علاقه كارخاني را در آنها ديد، كارگردان‌هايي مانند امير نادري كه كارخاني در گفتگوهايي عنوان كرده كه به سينماي او بسيار علاقه‌مند است. ريسمان باز داستان تازه‌اي دارد. در زمانه‌اي كه اكثر كارگردانان به دنبال ساخت فيلم‌هاي شهري و مبله و بي دردسر هستند، كارخاني با انتخاب حرفه خريد و فروش دام و فضاي كشتارگاه سعي كرده است داستان زندگي گروهي از انسان‌ها را به نمايش بگذارد كه زندگي سختي را پشت سر مي‌گذارند، اما هيچگاه به عنوان يك آدم و يك شهروند ديده نمي‌شوند و مورد توجه قرار نمي‌گيرند. بزرگ‌ترين لطمه را به فيلم ريسمان باز دختر جواني مي‌زند كه با ماشين خود در مسير حركت دو دوست قرار مي‌گيرد، تصادف مي‌كند و با آنها تا شهر همراه مي‌شود. اين شخصيت بي‌شناسنامه ذهن مخاطب فيلم را مخدوش مي‌كند و بيننده اصلا متوجه نمي‌شود كه او چرا به قصه آمد و چرا رفت. البته كارخاني شايد به اين دليل اين دختر مرموز را وارد قصه كرده است تا در سكانس‌هاي جاده ايجاد تعليق و گره افكني كند، اما اين شخصيت هيچ كمكي به فيلم نكرده است، در صورتي‌كه كارگردان مي‌توانست با تقويت شخصيت بدمن فيلم كه در نيمه اول او را معرفي كرد و ميكائيل را با او درگير كرد در سكانس‌هاي جاده‌اي، فيلم را با گره افكني‌ها و تنش‌هاي بيشتري جلو ببرد.

 

فرزند خاک، که این روزها در سینماها اکران شده، فیلمی است متفاوت در سینمای جنگ ایران، هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که تصویرهای حماسی در جنگ می ساختند و هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که در لابلای فیلم هایشان به نقد سیاست ها می پردازند و گاهی هم گرایشی ضد جنگ در فیلم هایشان می توان پیدا کرد که در ایران با مخالفت برخی مواجه می شود.
فرزند خاک نه این است و نه آن و جالب این جاست که سینمایی است هم مطلوب مدیران سینمایی و هم مطلوب منتقدان. در این فیلم موضوعی مورد توجه قرار گرفته است که کمتر به ان پرداخته شده است. نه در فیلم ها و نه در کتاب هایی که درباره وقایع جنگ و پس از جنگ عراق و ایران نوشته شده است، از انتقال استخوان ها و جنازه ها به این شکل سخن گفته نشده است و بسیاری از کسانی که در سینما این فیلم را می دیدند، برای اولین بار می دیدند که بر سر قیمت استخوان های رزمندگان ایرانی چانه زده می شود.

 

مینای شهر خاموش...

هنوز موفق به دیدن این فیلم نشدم...

وبسیاری از فیلم های دیگر که جای بسی تأمل دارد...

دراین هفته ای که گذشت یاد روزی افتادم که جیران بانو وقتی پس از دردی سخت و جانگاه،صدای نرم گریه تو راشنید،آرام گرفت و رسول زندگی اش را در آغوش فشرد..

رسول ملاقلی پور عزیز تولدت مبارک و یادت گرامی...

.

.

.

واین روزها ماه مبارک رمضان آمد و سریال های خود رلا به همراه آورد سریال هایی که با توجه به بودجه اقتصادی که برایشان صرف شده تا الان سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب به وجود آورده...

تلويزيون در ماه مبارك رمضان امسال چهار سريال «خوابزده»، «مثل هيچ‌كس»، «بزنگاه» و «مامور بدرقه» را در سه قالب ماورائي، اجتماعي و طنز تدارك ديده است...

سریال ها شروع شده و حرف و حدیثهایش باشد برای بعد...