روزنامه ها و سایت های مختلف رو که زیر ورو می کنی هرکدام خبری دارند برای گفتن ...

یک طرف خبر از نابسامانی اقتصاد در جهان است...نمیدانم خبرهای تلویزیون را باور کنم  که خبر از سقوط اقتصاد جهان می دهد...

در این چند مدت که بحران های مالی کشورهای خارجی در تلویزیون ملی(!)شبکه های 1،2،3،4

به تصویر کشیده شد،هی گوشم را تیز کردم ،هی به اهل خانه گفتم شما نیز گوش فرا دهید از دوستان و آشنایان پرسیدم تا شاید کلمه ای در مورد وضعیت بورس خودمان بشنوم  ولی چیزی نشنیدم ...

این برنامه های اقتصادی هم که دستشان حسابی درد نکند جز تبلیغ سهام های مختلف و تحلیل های حسابی کارشناسانه...(!) چیزی ندارد..

بازارکه  همواره آبستن حوادث گوناگون سیاسی و نظامی  بود؛از جنبش تنباکو گرفته تا انقلاب مشروطیت،نهضت ملی شدن نفت ،قیام 15 خرداد 1342 و انقلاب اسلامی 1358 ...تا سال 1387

همزمان با مالیات بر ارزش افزود...

بازار قهر خود را آغاز میکند. مکانی که هرروز در کوچه پس کوچه هایش جای سوزن انداختن نبود حالا دیگر رمقی ندارد.کرکره ها پایین است.

شنیدم که طلا فروشان اصفهانی نیز دیگر طلایشان رنگ قدیم را ندارد.

خودمانیم چقدر اقتصادی حرف زدم یکی نیست بگوید آخه دختر تو رو چه به این حرفهای ...

.

.

.

...داشتم دنبال CD  فیلم سنتوری ها میگشتم آخر شنیده بودم هر خانه ای کمه بروی می توانی یکی از این CD  ها را پیدا کنی  ولی نبود...تموم شده بود

بالاخره مردمی که در زمینه خرید آثار موسیقایی و سینمایی،تقریبا هیچ گاه برای حقوق مولف ، اهمیتی قائل نبوده اند با هم برای حمایت از یک خواننده از دانلود صرف نظر کنند و به دنبال

اورجینال باشند.محسن چاووشی  نماد بدشانسی در عرصه موسیقی کشور توانست بعد از سالها سانسور و تهدید به عرصه مجازها بپیوندد.

پی نوشت:

خواستم از فیلم دعوت بنویسم ولی نه هنوز زمانش نرسیده ...خواستم از گلشیفته بنویسم دیدم زمان انقضایش گذشته .. خواستم از خواستنها بگویم ...دیدم خواستنی نمانده