خواب مجلس می دیدم یک چیزهایی هم در خواب می دیدم که شاید درست نباشد بگویم ولی خوب من چی کار کنم آخه خواب بود دست من که نبود...

خواب دیدم یکی از نمایندگان مجلس بی خیال نطقش نمی شد و با وجود اینکه وقتش تمام شده بود باز هم حرف می زد . علی لاریجانی را دیدم که دارد بال بال می زند و دائم از آن بالا به این نماینده تذکر می دهد.آخر سر وقتی دید طرف بی خیال نمی شود گفت:"به حضرت عباس فهمیدم!کفایت می کند.شما فرض کنید که ما فهمیدیم .کافی است "بگم بقیه خوابم رو...

این روزای مجلس دیدنی شده..می یای از ذکر یه موضوع بگزی موضوع دیگه پیش می یاد...

می گم...خلاصه جلسه علنی بود.کی از نمایندگان که فکر کنم تقوی بود نماینده ورامین-وقتی هنگام صحبت کردن با حرکات دست یکی از نمایندگان مواجهه شد پشت میکروفن گفت :فکر کنم شما به کلاس کاراته و تکواندو می روید یا موضوع دیگری در میان است..هر کس برای خودش حرف می زد ..یکی میکروفن خودرا بدون اجازه رئیس همان لاریجانی را می گویم..روشن می کرد و با عصبانیت می گفت:به نماینده دیگر اگر چشمانتان مشکل دارد به چشم پزشکی مراجعه کنید.."من نمی دونم نقش رئیس در این مجلس چیست؟؟؟

فریاد..دعوا..همهمه..خلاصه تو این خواب از هر چی بگم کم گفتم...

 

تعبیر خواب : عزیزم این که خواب نیود گزارش یکی از جلسات علنی مجلس بود....

 

مردی با.......۵۰۰ مقاله !!!!.... :مگه چیه خوب رسیده وقت داشته مقاله نوشته .حسودیت مییاد تو هم بشین بنویس....آقای وزیر محترم راه را می گویم...تا الان شاید هم بیشتر شده ولی آخرین آماری که گزارشگر کاغذ بی خط به ما داده ۵۰۰ تا مقاله نوشته اون هم از نوع علمی....

اگر هم حساب کنیم وزیر راه محترم نخبه مادر زاد بوده و هر سال ۵ تا مقاله نوشته باشه در این صورت ایشان باید از ۱۰۰ سال پیش شروع به نوشتن می کردن...آقا اصلا بگیریم سالی ۱۰ تا مقاله..پس باید از ۵۰ سال پیش شروع می کردن....گزارشگرمان خسته شد و گفت بقیه فرض ها رو به پای مخاطبان بهتر از جان بگذارید.....

 

تماس فرت :شنیدیم و در خبر ها دیدیم که در اندونزی زلزله آماد و یکی در زیر آوار مانده بود با ارسال اس ام اس از مرگ نجات یافت.بیایید فرض کنیم در کشور ما زلزله بیاید...

اول از همه باید این زلزله در نزدیکی ها یک  انقلاب نیامده باشد چون سویچ آف مخابرات روم به دیوار سویچ را می چرخاند و اس ام اس تا آسمان هفتم هم نمی رسد...چه رسد به داخل شهر...

دوم اینکه اگر مازیر آوار مانده باشیم سعی می کنیم از طریق ارسال اس ام اس خود را نجات دهیم...که با ارسال ناموفق مواجه می شویم... و وول می خوریم تا آنتن بدهد که یکدفعه آوار روی سرمان می ریزد...

خوب وقتی اس ام اس نمی رود..زنگ می زنیم به مراکز نجات..صدا قطع و وصل می شود..داد می زنیم..بلکه صدا به امداد گران برسد اما متاسفانه به خاطر فرکانس ما بقیه آوار هم خراب می شود.

خوب نتیجه اینکه اصلا هیچ کاری نکینم تا شاید فرجی شود...

.

.

.

.

.

 

 

 

کتاب نوشته : زندگی پرسش دشوار است ، من ترجیح می دهم آنرا صرف تامل بر خودش کنم.

 

دلمشغولی :سالها پیش که کودک بودم /سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را بند میزد با عشق/و من آن روز با خود میگفتم/که این هم شد کار/ولی اکنون که دیگر خبری از او نیست/طرح یک دل که بروی چینی است/ترکی دارد و من /در به در ،کوی به کوی، در پی بند زنی می گردم...............

 

 

از فکر گذشته :هنوز جاي خالي اعتماد ملي پر نشده بود كه
آرمان و فرهنگ آشتي هم...
در شبهاي اين روزها چشمانت را كه مي بندي دوباره اتفافات در ذهنت مرور مي شود.غصه دار مي شوي هر شب قبل از خواب به ياد مي آوري:
حضورت-انتخابات-حداكثري-شور و شوق-بگم؟-تهمت-لبخند-صندوق راي-شمارش-شبي كه لعنت از مهتاب مي باريد-دستگيري- كوي-كتك-خون -دادگاه-شب-اعتراف-بهت-تعليق-ستاره-نفس؟-آزادي نزديك به مطلق-توديع-معاون اول-وزير-نماينده ملت!-باز هم دادگاه-وزير-مدرك-استعلام-رحيم مشايي-بيست و سي-لبخند-تهمت-توهين-شهدا-مراجع تقليد-بيت امام-انرژي هسته اي-مستند-خاتمي عزيز-سازمان ملل-صندلي خالي-... بگذريم
گاه مي گويم فغاني بر كشم
باز مي بينم صدايم كوته است ....

 

 

ماشالله چه قدي كشيده! برنج آرسنيك دار-استاندار تكذيب مي كنه-استاندارد تاييد مي كنه-وزير نفت كه وزير بازرگاني سابقه به روي خودش نمي آره-بيست و سي دلسوز شده-يه پاسكاريه حرفه اي-

-بشين جانم

-ما نشستيم آقا

-ماشالله چه قدي كشيدي!

ما نفهمیدیم این برنجا چی میشه آخر سر..جون آدما مهمتر یا پول آقا زاده ها...

ولی راست می گن ماشالله چه قدی می کشن...اندازه درخت بید.....شایدم سنوبر..یا شایدم کاج...

مهم نیست مهم اینه که باید بخوریم ...یا...

 

 

 

 

 

عکس از وبلاگ خدایی که به من می خندد